X
تبلیغات
روضه خواني

روضه خواني
مذهبي
 ای زاده ی طاها حسن (ع)      

 نور دل زهــرا حسن (ع)

فرزند خــــیر المرسلین

 دردانـه ی مولا حسن (ع)            جانم حسن(ع) جانم حسن(ع)

         ****

سبط رسول مصطفی

فرزند پاک مرتضی

ای سرور اهل بهشت

سید، زکی ، ای مجتبی           

                                           جانم حسن(ع) جانم حسن(ع)

****

ای با صفا ای با وفا

حلمت بسان کوه ها

ای بردبار اهل بیت

دارنده ی جود و سخا               جانم حسن(ع) جانم حسن(ع)

   ****

فرمانده بی یار تو

تنها ترین سردار تو

حتی درون خانه ات

بی کس، غریب و زار تو         جانم حسن(ع) جانم حسن(ع)

 ****

فریاد و افغان از خبر

نوشیده ای از جام زهر

مظلوم کل عالمی

عالم برایت نو حه گر            جانم حسن(ع) جانم حسن(ع)

 ****

 سید ظهیر قادری ( سروده شده در تاریخ 28/10/90)

[ 92/09/29 ] [ 11:40 ] [ یک عاشق ] [ ]
جنگ پایان محتمل دارد                 

هرچه گردان کفر یل دارد

بگذارد به پای شیری که    

ذکر احلی من العسل دارد

لشکر قـهرمان ثارالله   

یک علمدار بی بدل دارد

غضب آن سپاه شیطانی 

  ریشه در کینه جمل دارد

عشق یعنی خلوص مردی که     

  نعش شش ماهه در بغل دارد

در کتاب لغات عاشورا   

  عشق و ایثار یک محل دارد

هرکه فهمید رمز عاشورا     

 تا ابد عشق مشتعل دارد

سعید تاج محمدی  

[ 92/08/18 ] [ 21:50 ] [ یک عاشق ] [ ]


دوباره بوی محرّم، دوباره بوی خدا
دوباره روضه ی ارباب، روضه ی سقّا

دوباره هیئت و زنجیر و سینه و لطمه
دوباره بیرق سرخ حسین و بزم عزا

دوباره هروله ی شور، کوچه واکردن
دوباره «وعده ی دیدارمان به کرب و بلا...»

کتیبه ها و سیاهیّ و محتشم خوانی
دوباره ناله و آه و بساط اشک و بکا

دوباره روضه ی تیر و کمان و طفل رباب
که تشنه پر زده جوجه ز ساحل دریا

دوباره صیحه ی ارباب و ناله ی ولدی...!
کنار پیکر صد چاک اکبر لیلا

دوباره گریه ی طفل سه ساله ی مضطر
که بوسه زد به گلوی بریده ی بابا

دوباره شام غریبان و آتش و دود و ....
....صدای سیلی و اشک یتیم در صحرا

تمام دشت ز طیر و وحوش سیرابند
عزیز فاطمه تشنه است اف به تو دنیا

دوباره بانوی پهلو شکسته ای خواند...
کنار گودی مقتل""...غریب مادر..."" را

دوباره شیهه ی اسبی که واژگون زین است
که دید زینب و آهی کشید وا أُمّا...

کسی که زینت دوش حبیب داور بود
تنش سه نقطه و رأس بریده اش امّا...

یاسر حوتی

[ 92/08/17 ] [ 19:11 ] [ یک عاشق ] [ ]
دانستن و آگاهی کار ساده ای  است، تا باور کردن ،  خیلی از وقت ها دانستن سبب کار خاصی نمی شود ، حرکت خاصی را هم ایجاد نمی کند ، مثلا با این که ما می دانیم مرگ در پی هستی است اما چون به باور  نیامده ، تا زمان مرگ  تا داخل قبر  هم جدی گرفته نمی شود! با آنکه  غیبت مثل خوردن گوشت برادر مرد مثال زده شد ه است اما بارز بازار غیبت پررونق است ! اما دانستن این که انسان  اگر از ارتفاعی 5 متری سقوط کند میمرد  باور مند است و به این خاطر هیچ کس حاضر نیست خود را حتا از ارتفاعی کمتر از این به پایین پرتاب کند!
    آگاهی و دانستن  مثل مسلمان شدن و باور مثل ایمان داشتن است،  حسین  (ع) ضمن  این که می دانست" ذلت" سبب خفت است  " باور داشت که  "ذلت " خفت است. به این جهت زیر بار ظلم نرفت، ذلت را نپذیرفت و با تمام هستی خود و خاندان ویاورانش با آن مبارزه و مقابله کرد.
یادادشت های  آبان
92

[ 92/08/16 ] [ 22:27 ] [ یک عاشق ] [ ]
       گاهی می بینیم  برخی  مداحان  وسخنرانان در هنگام مداحی  به جوانان  مطالبی شبیه به مطالب زیر را القا  می کنند "گناه می كنيد، خوب بكنيد،!!چشمت دنبال ناموس مردم است ؛ خوب باشد ؛!!دزدي مي كنيد ؛چه وچه .....اشكال ندارد .بيا به مجلس حسین(ع) اگر اشكي از چشمت براي حسين جاري شود تمام گناهت پاك مي شود  .....؟!!»    در حالی که این  آقايان مداح وسخنران – واين سال ها خانم هاي مداح وسخنران هم به جمع اضافه شدند- یا نمی دانند که اهداف امام با اهداف دين يكي است  و یا  قرآن نمی  خوانند  یا  نسبت به هردو کم اطلاع و یا بی توجه اند . امام فرمودند:  انی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب‏  الاصلاح فی امة جدی اريد ان آمر بالمعروف و انهی عن المنكر و اسير بسيرش جدی و ابی "[1]   و یا در قرآن شریف می خوانیم « فمن يعمل مثقال ذره خيرا يره ومن يعمل مثقال ذره شرا يره»[2]

   چرا ضد قرآن حرف مي زنند.  و چرا برخلاف عقیده ی حسین (ع)سخن می گویند چون می خواهند  فقط"شور "ایجاد کنند. البیته شور در کنار شعور ومعرفت لازمه بیان حماسه است ، البته من هم موفقم كه اگر كسي تحت تاثير  نام وياد حسين قرار بگيرد ؛ توبه كند وحق الناس را بپردازد .البته كه حسين(ع) به او نظر خواهد كرد. اما آن چه این "شورها "و هیجانات بر خاسته از "احساسات بی پشتوانه معرفت وشناخت " خواسته يا ناخواسته  می کند  ، چیزی نیست جز آن که به  قول حضرت آيت الله مكارم «چراغ سبز گناه »  به مردم نشان مي دهد ؛ نه تنها حماسه ای بیان نمی شود بلکه انحراف پدید می آید.

نوشته سید ظهیر قادری




[1]  شریفی، محمود ،.... فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع) ص329

 

[2]     قرآن کریم - سوره زلزال آيه هاي 7و8

[ 92/08/15 ] [ 14:23 ] [ یک عاشق ] [ ]
 از آن جایی "خواندن ، فهمیدن و احساس" ماجرای کربلا دشوار است  به " تنها شنیدن "ماجرای کربلا  آن  هم از کسانی که اطلاع کافی از" تاریخ وحقایق  و اهداف" ندارند  پناه می بریم و آنان نیز  چون حماسه  کربلا را ادراک نکرده اند؛  معرفتی هم در آنان ایجاد نشده است احساسات شخصی خود را ملاک قرار می دهند و از این جا غایت عزاداری و گزارش حماسه عاشورا به شور و احساس تنزل می یابد.

سید ظهیر قادری

[ 92/08/15 ] [ 14:20 ] [ یک عاشق ] [ ]

فریب ما مخور آقا دروغ می گوییـــــــــــــــم

 به جـان حضرت زهرا (س) دروغ می گوییــم

 چه ناله ای چه فراقـــی چه درد هجـــــــــــرانی

 نیا نیا گل طــــــــــاهــــــــــا دروغ می گوییـــــــــم

تمام چشـــــــــم براهی و انتظـــــــــــــــــــار و فراق

 و ندبـــــــه های فـــــــــــــــــــــرج را دروغ می گوییـــم

دلی که مامن دنیــــــــــاست جـــــــــــــای مولـا نیست

 اسیــــــــر شـهــــــــــــــــــــــــوت دنیــــا دروغ می گوییـــم

 زبان سخن ز تو گوید ولـی بــــــــــــــــــــــــــرای مقــــــــام

 به پیش چـشم خـــــــــــــــدا هم دروغ می گوییـــــــــم

 کدام نالـــــه غـربــــــــت کــــــــدام درد فــــــــــــــراق

 قســـم بــــه ام ابیــــــــها دروغ می گوییـــــــــم

 خلاصه ای گل نرگس کسی به فکرتو نیست

و مـا به وسعت دریا دروغ می گوییــــــــم

 مرا ببخش عـــــزیزم که باز می گویم

 نیا نیا گل طاها دروغ می گویم

شاعر

[ 92/08/14 ] [ 22:28 ] [ یک عاشق ] [ ]
مارشال مک لوهان –کارشناس کانادایی ارتباطات(1980-1911)- بیش بینی کرده بود که جهان به زودی به دهکده تبدیل خواهد شد.او می گفت: دنیا براثر رشد وسایل ارتباطی و به خصوص نفوذ فرهنگی رادیو، تلویزیون و فیلم.... به دهکده جهانی مبدل می شود.

    کلمه ده را لغت نامه نویسان، روستا ،قریه و آبادی کوچک در خارج از شهر که دارای چند خانه باشد معنا کردند  و دهکده را ده کوچک نامیدند؛.مهم ترین ویژگی دهکده، کوچک بودن آن است ازهر جهت و نظر از جمله ارتباط. مثلا ممکن است کسی در شهر بزرگی زندگی کند که در تمام عمرش عده ای  بسیاری  او را ندیده باشند ؛ با او حرف نزده باشند ؛ بی اطلاع از خواسته ها ، نگاه ها و نگرش های   او باشند ؛ در غم .شادی او شریک نبوده اند....در حالی که در دهکده ،مردم از کوچک ترین مسائل هم دیگر به دلیل کوچک بودن اگاهند....

      ما الان در کجا ایستاده ایم ؟ جهان به دهکده تبدیل شده است یا نه؟ آیا در همان لحظه ایجاد خبر- اگر بخواهیم- می توانیم   از آخرین خبر های جهان مطلع شویم؟ خبرفرار بن علی و مبارک  و یا تجمع مردم در مصر ، امریکا ، اروپا و.....با هزاران هزار فرسخ فاصله را کی مطلع می شویم؟

 

  " رسانه"- رادیو، تلویزیون و فیلم ، اینترنت ....-جهان را به دهکده تبدیل کرده است؛ به طوری که می تواینم بدون در نظر گرفتن فاصله های جغرافیایی به کمک رسانه ها  با هم دیگر ارتباط داشته باشیم ؛ گفت و گو کنیم؛ اندیشه هایمان را تبادل کنیم و بر روی افکار هم دیگر تاثیر بگذاریم.

 

    " محرم" نیز یک رسانه است،  بسیاری از  مداحی های  خوب ، روضه خوانی های پر محتوا ، رسانه های عالی هستند برای انتقال فرهنگ عاشورا به مردم خودمان و مردم جهان ، با این رسانه  می توان  پیام شگفت انگیز حضرت امام حسین (ع)را به گوش انسان هایی که شیفته عدالت ، آزادی، ظلم ستیزی ،  انسانیت و معنویت هستند برسانیم  و جهان تشنه معنویان را سیراب کنیم.

   " رسانه" روی دیگری هم دارد و آن تهدید است؛ آن  این است که بر خلاف نقش مثبت  آن می تواند اشتباهات ما را هم بازتاب وسیعی بدهد ؛بازتابی که بازگشت نا پذیرخواهد بود....اجرای مراسم  قمه زنی، رواج تحریفات عاشورا ، خواندن روضه های بی پشتوانه تاریخی، رواج و پیگیری مداحی های غالی ( غلو آمیز) و بی محتوا همراه با موسیقی های تند و.... که در سال های اخیر در رسانه های گوناگون جهان بازتاب وسیعی می یابد  و از آن برای کوبیدن فرهنگ شیعی سوء استفاده می شود . می تواند رسانه کربلا را به تهدیدی علیه آن مبدل کند....

     نهضت عاشورا ، حماسه ای بزرگ و بی مانند در تاریخی بشری است ، اگر زینب (س)پیام آن را به گوش مردم شام رساند و آنان را از خواب غفلت بیدار کرد ، امروز رسالت زینبی بر دوش همه ی ماست  که  کار بزرگ رساندن پیام  نهضت عاشورا را – همان گونه که بود و هست-  به کمک رسانه ها  به گوش همه ی جهانیان برسانیم.

[ 92/08/13 ] [ 21:34 ] [ یک عاشق ] [ ]

  حسین به " قربانگاه "می رود ؛"همه "را با خود می برد ؛"علی اکبر" یکی از آن همه است.یک دانه از آن تسبیح "عطوفت،خلوص،شجاعت،شهامت ودلاوری" .

"او"همه عشق ، علاقه و عاطفه ی حسین است ؛"اسماعیل تمام"

 در"او" سیمای پیامبر،صلابت علی و عاطفه فاطمه را می بیند؛  زیباترین "بنی هاشم " و شبیه ترین به "ابوالقاسم  (ص)" به همین خاطر" علی اکبرش" می نامند.

 مهر پدری اگرچه هرکسی را وا می دارد تا فرزند خویش را از خطر دور بدارد اما حسین چه کند که مهر به "مهر آفرین" و رسالتی که از جانب " او" بر پیامرش نازل و بر او تکلیف شده است چنان تمام وجودش را احاطه کرده  است  که می خواهد تمام "هستی اش "را در دریای عشق" او" و ادای تکلیف ( مبارزه باظلم ) قربانی کند.پس چه بهتر که اولین کشته "خاندان پیامبر(ص)" علی اکبر باشد؛ "علی اکبری" که هیچ کس نمی تواند چون خود" او" ،او را بدین  زیبایی و کمال  توصیف کند:

انا علی بن الحسین بن علی                               نحن و بیت الله اولی بالنبی

والله لا یحکم فینا ابن الدعی                               اطعنکم بالرمح حتی ینثنی

اضربکم بالسیف حتی یلتوی                             ضرب غلام هاشمی علو ی 1

"منم علی، فرزند حسین، فرزند علی. سوگند به خدا ما به پیامبر سزاوار تریم                     به خدا سوگند، هیچ ناپاک سرشتی بر ما حکم نراند. با این نیزه آن قدر برشما زخم افکنم تا کج شود.در حمایت پدرم با این شمشیر چنان ضربت- نوجوان هاشمی علوی -شما را سخت در هم کوبم."

نوشته: ُِسید ظهیر قادری


 1- محمود شریفی و...، فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)، نشر معروف قم، 1385، ص518

[ 92/08/13 ] [ 21:31 ] [ یک عاشق ] [ ]

در خیمه ها صدای خدایا بلند شد

زینب برای پرسش آیا ؛ بلند شد

فریاد واحسین ؛ زاعماق سینه اش

تا گشت با خبر زقضایا بلند شد

 

پرسید غرق ناله که آقا چه می شود ؟‌

تکلیف زینبت شب فردا چه می شود؟‌

 

سجاده باز کرده ای و ناله می کُنی

باران شدی و توبه ی صد ساله می کُنی

گاهی خروج می کنی از خیمه گاه خود

خیره نگاه جانب آن چاله می کُنی

 

انگار این عمل ؛ عمل دل به خواه توست

این تکّه از زمين نکند ؛‌ قتله گاه توست

 

امشب فضای خیمه پُر از عطر سیب توست

زینب اسیر گریه ؛ زحال عجیب توست

حرفی بزن عزیز دل من که خواهرت

مضطر ترینِ ناله امن یجیب توست

 

اشکت به من اجازه آوازه می دهد

دل شوره ام خبر ز غمی تازه می دهد

 

یک لحظه کن نظر به من زار و مضطرت

آری منم که زل زده ام در برابرت

از بسکه محو ذات خداوند اقدسی

اصلاً‌ محل نمی دهی امشب به خواهرت

 

از جان من عروج مکن روح پیکرم

حرفی مزن ز رفتن خود ؛ ای برادرم

 

خون منِ زخود شده را کم به شیشه کن

زخم فراق ؛‌کم به دل خسته ریشه کن

یا حرفی از جُدا شدن از خود مگو وَ یا

با من مگو عزیز دلم صبر پیشه کن

 

امشب دلـم اسیــر مــلال اسـت یـــا حسین

من بی تو ؛‌ عین فرض محال است یا حسین

 

گریان ترین دیده دریایی توام

امشب اسیر غصّه فردایی توام

گفتی زبسكه يك شبه تغیير می کنی

من نیز ناتوان ز شناسایی تو ام

 

گفتی به ناله غرق تمنا بکن مرا

زینب بیا و خوب تماشا بکن مرا

 

گفتی تمام پیکر تو زخم می شود

از پای تا دم سر تو زخم می شود

اذنم دهي به صورت خود لطمه می زنم

بامن مگو که حنجر تو زخم می شود

 

گفتی سری به روی تنت نیست بعد از این

جز تکه بوريا کفنت نیست بعد از این

 

سعيد توفيقي

[ 92/08/13 ] [ 21:3 ] [ یک عاشق ] [ ]

یم فاطمی در سرمدی، گل احمدی، مه هاشمی

ز سرادقات محمدی طلعت ظهور جلالتی

به سما قمر، به نبی ثمر،  به فاطمه در ، به علی گهر

به حسن جگر، به حسین پسر چه نجابتی چه اصالتی

به ملک مطاع ، به خدا مطیع ، به مرض شفا  به جزا شفیع

چه مقام بندگیش منیع به چه بندگی و اطاعتی

خم زلف او چه شکن شکن به مثال نقرة خام تن

سپری بکتف و کفن به تن بچه قامتی چه قیامتی

ز جلو نظر سوی قبله گه ، ز قفا نظر سوی خیمه گه

که نمود شه بقدش نگه ، به چه حسرتی و چه حالتی

ز قفا دو زن شده نوحه گر، یکی عمه گفت و یکی پسر

که نما به جانب ما نظر، به اشارتی و نظارتی

[ 92/08/13 ] [ 20:57 ] [ یک عاشق ] [ ]
شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده است
دوباره هر شب من رنگ کربلا شده است
وزیده در همه جا عطر سیب حضرت عشق
قسم به ساحت گریه قسم به ساحت عشق
دوباره شوق حرم تا خدا دلم را برد
به عرش روشن کرب و بلا دلم را برد
دوباره ماه محرم، رسیده ماه عزا
غروب غربت جانکاه سیدالشهدا
صدا صدای قدیمی طبل و زنجیر است
فضا فضای صمیمی ولی چه دلگیر است
خروش ناله‌ی حیّ علی العزا در راه
دوباره قافله‌ی روضه های ثارالله
برات گریه دوباره به چشممان دادند
به ما حسینیه‌ی‌ گریه را نشان دادند
حسینیه است؟ نه، خیمه؟ نه، کربلا اینجاست
مزار خون خدا فی قلوب من والاست
محرم آمده آقا صدایمان کردی
برای عرض ارادت، جدایمان کردی
لیاقتی بده تا روضه خوان تو باشم
عنایتی که فقط در امان تو باشم  
بگیر دست مرا وقت خسته حالی ها
پری بده به دلم در شکسته بالی ها

[ 92/08/13 ] [ 20:49 ] [ یک عاشق ] [ ]
درباره وبلاگ

بر آنم اگر توفيق يار شود آن چه را كه ناب است در باره امام بنويسم بي كم و زياد و اعتقاد دارم كه اگر حديث او بدون دستكاري گفته شود ، آن چنان شور وشعوري ايجاد خواهد كرد كه بي نياز از هر آرايه و پيرايه اي است.
آرشيو مطالب
امکانات وب