X
تبلیغات
روضه خواني

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

 
 

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

طراح قالب

 

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب


نويسندگان :

آمار بازديد :
:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin

 


 





پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده  گرامي ، به وبلاگ من  خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


 

شهداى آل ابى طالب در كربلا
بـه طـورى كـه ابـوالـفـرج اصـفـهانى در كتاب ((مقاتل الطالبين )) نوشته است , همراه حضرت سيدالشهدا(ص ) بيست نفر از آل ابى طالب (ص ) در كربلا به شهادت رسيدند كه عبارتند از:

فرزندان اميرالمؤمنين على ابن ابيطالب (ص ):

1 ـ ابوالفضل عباس ابن على بن ابيطالب , فرزند ام البنين ,.

2 ـ عثمان بن على بن ابيطالب , فرزند ام البنين (21 ساله ),.

3 ـ عبداللّه بن على بن ابيطالب , فرزند ام البنين (25 ساله ),.

4 ـ جعفر بن على بن ابيطالب , فرزند ام البنين (19 ساله ),.

5 ـ محمد بن على بن ابيطالب ,.

6 ـ ابوبكر بن على بن ابيطالب ,.

فرزندان امام حسين (ص ):

7 ـ على بن حسين بن على بن ابيطالب , فرزند ليلى بنت ابى مره ثقفى (110) ,.

8 ـ ابوبكر بن حسين بن ابيطالب (111) ,.

9 ـ عبداللّه بن حسين بن على بن ابيطالب , فرزند رباب بنت امرؤ القيس .

فرزندان امام حسن (ص ):

10 ـ قاسم بن حسن بن على بن ابيطالب ,.

11 ـ عبداللّه بن حسن بن على بن ابيطالب .

فرزندان عبداللّه بن جعفر:

12 ـ عون بن عبداللّه بن جعفر بن ابيطالب , فرزند حضرت زينب ,.

13 ـ محمد بن عبداللّه بن جعفر بن ابيطالب فرزند خوصا,.

14 ـ عبيداللّه بن عبداللّه بن جعفر بن ابيطالب .

فرزندان عقيل بن ابيطالب :

15 ـ عبدالرحمن بن عقيل بن ابيطالب ,.

16 ـ جعفر بن عقيل بن ابيطالب فرزند ام البنين بنت الشقر,.

17 ـ عبداللّه بن عقيل بن ابيطالب .

نوه هاى عقيل بن ابيطالب :

18 ـ محمد بن مسلم بن عقيل ,.

19 ـ عبداللّه بن مسلم بن عقيل , فرزند رقيطه دختر اميرالمؤمنين ,.

20 ـ محمد بن ابى سعيد بن عقيل

منبع:


موضوع :

نوشته شده توسط یک عاشق در 91/10/28

 

 

برای حضرت علی اکبر
ناصر الدین شاه

حضرت علی اکبر(ع)-مدح

یم فاطمی در سرمدی، گل احمدی، مه هاشمی

ز سرادقات محمدی طلعت ظهور جلالتی

به سما قمر، به نبی ثمر،  به فاطمه در ، به علی گهر

به حسن جگر، به حسین پسر چه نجابتی چه اصالتی

به ملک مطاع ، به خدا مطیع ، به مرض شفا  به جزا شفیع

چه مقام بندگیش منیع به چه بندگی و اطاعتی

خم زلف او چه شکن شکن به مثال نقرة خام تن

سپری بکتف و کفن به تن بچه قامتی چه قیامتی

ز جلو نظر سوی قبله گه ، ز قفا نظر سوی خیمه گه

که نمود شه بقدش نگه ، به چه حسرتی و چه حالتی

ز قفا دو زن شده نوحه گر، یکی عمه گفت و یکی پسر

که نما به جانب ما نظر، به اشارتی و نظارتی


موضوع :

نوشته شده توسط یک عاشق در 91/09/20

 

 

برای حضرت علی اکبر...


جای برگشتن به خیمه ، رفت سوی کوفیان

گوییا این بوده تنها آرزوی کوفیان



راه باز کردند تا اکبر بیاید بینشان

عقده ای دیرینه وا شد از گلوی کوفیان


جزر و مد تیغ و  شمشیر عدو بی سابقه است

شد پر از خون علی اکبر سبوی کوفیان



بعد از آنکه جای سالم درتن اکبر نماند

صحبت از مرگ حسین شد گفتگوی کوفیان


دشمنی با هر که رنگ و بویی از حیدر گرفت

بر علی (ع) سوگند بوده خلق و خوی کوفیان


گوییا زهرا (س)  به دنبال علی (ع) در کوچه ها

دختر حیدر (ع)  رود گریان به سوی کوفیان


موضوع :

نوشته شده توسط یک عاشق در 91/09/20

 

 

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)
 

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب  حسینت اینجا خفته (۲)

دل می رود خبر دهد به زهرا          که بچه ات فتاده روی صحرا
ببین خزان رسیده نوگلت را    بیا نما جراحتش مداوا       

حسین تو غریب و تنها خفته حسینت اینجا خفته

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب  حسینت اینجا خفته (۲)

کنار قتلگاهم قدم گذار زینب - حسینت اینجا خفته

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب  حسینت اینجا خفته (۲)

منای من زمین کربلا شد           تشنه جگر سر از تنم جدا شد

به این شهادتم خدا را رضا شد              حماسه ها زخون من به پا شد

      ذبیح حق سر از تنش جدا خفته  حسین اینجا خفته

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب  حسینت اینجا خفته (۲)

کنار قتلگاهم قدم گذار زینب - حسینت اینجا خفته

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب  حسینت اینجا خفته (۲)

ز تیغ کین بریده حنجر من        به روی نی نزاره کن سر من 
هزار پاره پاره پیکر من         به پیش دیده ی دو خواهر من
به قتلگه راه مسیحا خفته  حسینت اینجا خفته

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب  حسینت اینجا خفته (۲)

رَوی تو چون به سوی شام ویران        همره تو قافله ی اسیران 
حماسه ساز صحنه ی جهادم              گوهر عشق و روح عدل و دادم
میان خون عزیز زهرا حسین اینجا خفته

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب  حسینت اینجا خفته (۲)


موضوع :

نوشته شده توسط یک عاشق در 91/09/20

 

 

اشعار شب عاشورا

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

امشب شب عاشورای خسرو خوبان است – از بهر هفتاد و دو تن زهرا پریشان است

جن و ملک زین ماجرا غمگین و نالان است – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

امشب حسین بن علی اندر دعا باشد – تا صبح مشغول عبادت با خدا باشد

فردا سر نورانیش بر نیزه ها باشد – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

امشب به خیمه اصغر شیرین زبان خواب است – فردا ز سوز تشنگی نالان و بی تاب است

در کربلا از بهر طفلان آب نایاب است – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

فردا حسین تشنه لب تنهای تنها می شود – از ظلم جور کوفیان افسرده زهرا می شود

گریان ز هجر اکبرش غمدیده لیلا می شود –  در عالم، در عالم  فریاد شور و شین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

فردا در این صحرا شود کشته علی اکبر – گردد جدا دست از تن عباس نام آور

باشد حسین بن علی بی مونس و یاور – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)


موضوع :

نوشته شده توسط یک عاشق در 91/09/20

 

 

اخبار شهادت حسین (ع) در ظهر عاشورا به قلم استاد رسول جعفریان


در این گزارش کوتاه، خبر چند منبع کهن تاریخی را در باره شهادت امام حسین علیه السلام که پس از همه یاران و جوانان اهل بیت‌اش به شهادت رسید، مرور می کنیم.زمانى که تمامى یاران و اهل بیت امام حسین‏ ـ علیه السلام ـ به شهادت رسیدند، دشمن قصد کشتن آن حضرت را کرد. تا این لحظه، کسى جرأت نزدیک شدن به امام را نداشت؛ چرا که به هر روى، بسیارى از کوفیان مایل نبودند قاتل آن حضرت شناخته شوند. این بود که نوبت به سنان دیوانه و شمر کثیف و خولی بدذات رسید.

چند گزارش را در این باره نقل می کنیم:
ابن سعد می گوید: در این لحظه امام عطشان بود و درخواست آب کرد. مردى نزد امام آمد و آب به او داد. در همان حال حُصَین بن نُمَیر تیرى رها کرد که به دهان آن حضرت اصابت کرد و خون جارى شد. آن حضرت با دست خون‏ها را پاک مى‏کرد و در همان حال خدا را ستایش مى‏کرد. (ویحمدالله). آن گاه به سوى فرات به راه افتاد. مردى از طایفه ابان بن دارم گفت: نگذارید به آب دسترسى پیدا کند. گروهى میان ایشان و آب ایستادند، در حالى که امام در برابرشان ایستاده بود و در باره آن مرد فرمود: اللهم أظْمِئه. خدایا او را از تشنگى بمیران. آن مرد ابانى، تیرى به سوى امام رها کرد که به دهان حضرت خورده، خون آلود شد. آن مرد اندکى بعد، فریاد زد که تشنه است و هرچه آب مى‏خورد باز احساس تشنگى مى‏کرد تا آن که مرد.(طبری: ۵ / ۴۵۰).
بلاذرى همین نقل را در باره تیر زدن به دهان مبارک امام آورده و می افزاید: امام حسین‏ علیه السلام سر بر آسمان برداشت و فرمود: الّلهم إنّى أشکو إلیک ما یفعل بى.(انساب الاشراف: ۳ /۲۰۱).
ابن سعد مى‏افزاید: زمانى که یاران و اهل بیت حسین کشته شدند، هیچ کس به سراغ او نمى‏آمد مگر آن که باز مى‏گشت تا آن که پیاده نظام اطرافش را گرفتند. در آن لحظه شجاع‏تر از وى نبود و حسین بن على چون یک جنگجوى شجاع با آنان مى‏جنگید، [او در حالی که عمامه مشکی بر سر داشت و موهای خود را نیز رنگ سیاه زده بود، چون یک جنگجوی شجاع می جنگید: ترجمة الامام الحسین:‌ ۷۳] بر هر طرف یورش مى‏برد، و افراد مانند بزى از برابر شیر مى‏گریختند.
ابن سعد در ادامه آن گزارش مى‏نویسد: ساعاتى از روز گذشت و مردم در حال نبرد با حسین بن على بودند؛ اما کسى براى کشتن وى اقدام نمى‏کرد. (دینورى می نویسد: در این وقت امام حسین‏ علیه السلام نشسته بود و اگر مى‏خواستند مى‏توانستند، او را بکشند جز این که هر قبیله‏اى بر آن بود تا مسؤولیت آن را به عهده دیگرى بیندازد و کراهت داشت تا بر این کار اقدام کند: اخبار الطوال: ۲۵۸) در این وقت شمر فریاد زد: مادرتان در عزایتان بگرید، منتظر چه هستید، او را بکشید! اولین کسى که به امام حسین‏علیه السلام نزدیک شد زُرْعة بن شریک تمیمى بود که ضربتى بر کتف چپ امام زد و پس از آن ضربه دیگرى بر گردن آن حضرت زده، او نقش بر زمینش کرد. آن گاه سنان بن انس نخعى پیش آمد و ضربه‏اى بر استخوان سینه آن حضرت زد؛ سپس نیزه‏اش را در سینه امام حسین‏ علیه السلام فرو کرد. در این وقت بود که امام روى زمین افتاد. سنان از اسب پیاده شد تا سر امام حسین ‏علیه السلام را جدا کند، در حالى که خولى بن یزید اصبحى هم همراهش بود. وى سر را جدا کرد و آن را نزد عبیدالله بن زیاد آورد.(ترجمة الامام الحسین: ۷۵).
وى در جاى دیگرى مى‏نویسد که سنان بن انس نخعى امام حسین‏ علیه السلام را کشت و خولى بن یزید سر آن حضرت را جدا کرد.(همان، ۷۵، انساب الاشراف: ۳/۲۱۸)
شیخ مفید می نویسد: زُرْعة بن شریک به کتف چپ امام ضربتى زد و پس آن ضربتى بر گردن آن حضرت نواخت، سنان بن انس نیزه‏اى بر آن حضرت زد که آن حضرت به زمین افتاد. آن گاه خولى رفت تا سر آن حضرت را جدا کند که دستش لرزید. شمر خود از اسب فرود آمد، سر امام را جدا کرد و به دست خولى داد تا به عمر بن سعد برساند.(ارشاد: ۲/۱۱۲)



موضوع :
ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط یک عاشق در 91/09/06

 

 

شهادت ، تضمین حیات ملت - دکتر شریعتی
شهادت ، تضمین حیات ملت

حسین در عاشورا خون حلقوم فرزندش را در مشت می گیرد.و به آسمان ، رو به چشم های خدا ، پرتاب می کند  ، که ببین ! و این قربانی را از من بپذیر ! 

در چنین روزگاری است که « مردن » ، برای یک مرد ، تضمین حیات یک « ملت » است.

شهادت او ، مایه بقای یک ایمان است..

گواه آن است که جنایتی بزرگ ، فریبی بزرگ ، غصب و قساوت و جور حاکم است ، شاهد اثبات حقیقتی است که انکار می شود ، نمونه وجود ارزشهایی است که پامال می گردد.

از یاد می رود و بالاخره ، اعتراض سرخی است بر حاکمیت سیاه

فریاد خشمی است بر سر سکوتی که همه حلقوم ها را بریده است.

شهادت ، « نمونه » ای است از آنکه باید باشد و « گواهی » است بر آنچه در این « زمان » خاموش و پنهان ، می گذرد

و بالاخره ، تنها شکل جهاد و تنها دلیل وجود و تنها سلاح حمله و دفاع و تنها شیوه مقاومت : « حقیقت » ،  « راستی » و « عدالت » است.

در عصری و نظامی که « باطل » ، « دروغ » و « ستم » آنرا خلع سلاح کرده و همه سنگرهای آن را در هم کوفته و همه مدافعان و وفادران آن را قتل عام ، متلاشی و نابود کرده است و انسان بودن در پرتگاه انقراض و خطر مرگ همیشگی قرار گرفته است.

«دکتر علی شریعتی »

( حسین وارث آدم ، ص ۱۹۳ )


موضوع :

نوشته شده توسط یک عاشق در 91/09/06

 

 

روضه ابالفضل العباس(ع)توسط مقام معظم رهبری

*امروز، روز تاسوعاست

امروز، روز تاسوعاست و رسم بر این است که در این روز، گویندگان و نوحه‌سرایان، راجع به شهادت ابالفضل العبّاس روضه بخوانند، آن‌طور که از مجموع قراین به دست مى‌آید، از مردان رزم‌آور – غیر از کودک شش ماهه، یا بچه یازده ساله – ابالفضل العبّاس آخرین کسى است که قبل از امام حسین به شهادت رسیده است؛ و این شهادت هم باز در راه یک عمل بزرگ – یعنى آوردن آب براى لب‌تشنگان خیمه‌هاى اباعبداللَّه الحسین – است. در زیارات و کلماتى که از ائمه علیهم‌السّلام راجع به ابالفضل العبّاس رسیده است، روى دو جمله تأکید شده است: یکى بصیرت، یکى وفا.

*ویژگی بارز حضرت عباس(ع)

بصیرت ابالفضل العبّاس کجاست؟ همه یاران حسینى، صاحبان بصیرت بودند؛ اما او بصیرت را بیشتر نشان داد، در روز تاسوعا، مثل امروز عصرى، وقتى که فرصتى پیدا شد که او خود را از این بلا نجات دهد؛ یعنى آمدند به او پیشنهاد تسلیم و امان‌نامه کردند و گفتند ما تو را امان مى‌دهیم؛ چنان بر خورد جوانمردانه‌اى کرد که دشمن را پشیمان کرد، گفت: من از حسین جدا شوم؟! واى بر شما! اف بر شما و امان‌نامه شما!

نمونه دیگرِ بصیرت او این بود که به سه نفر از برادرانش هم که با او بودند، دستور داد که قبل از او به میدان بروند و مجاهدت کنند؛ تا اینکه به شهادت رسیدند. مى‌دانید که آنها چهار برادر از یک مادر بودند: ابالفضل العبّاس – برادر بزرگتر – جعفر، عبداللَّه و عثمان. انسان برادرانش را در مقابل چشم خود براى حسین‌بن‌على قربانى کند؛ به فکر مادر داغدارش هم نباشد که بگوید یکى از برادران برود تا این‌که مادرم دلخوش باشد؛ به فکر سرپرستى فرزندان صغیر خودش هم نباشد که در مدینه هستند؛ این همان بصیرت است.



موضوع :
ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط یک عاشق در 91/09/06

 

 

سخنرانی امام موسی صدر در شب عاشورا

بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علیک یا أبا عبدالله و علی الأرواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله أبداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم. السلام علی الحسین و علی علی‌بن‌الحسین و علی أولاد الحسین و علی أصحاب الحسین.

شب آخـر دهـه عاشـوراست. از خـداونـد می‌‌خواهیـم کـه از این‌گونه جلسات و عزاداری‌‌ها و از این فرصت استثنایی در زندگی خود بهره برده باشیم. در این فرصت، بسیاری از اسباب سعادت فراهم است و به برکت امام حسین‌ع درس‌ها و عبرت‌های فراوانی مطرح می‌‌شود. دوست دارم امشب برخی از وقایع این شب را به صورت زنجیره‌‌وار و مستدل بیان کنم.

«شمر» فـرمـان قتل امـام حسین(ع) را عصر روز تاسوعـا به کـربـلا رساید و پس از آن بود که گفت‌و‌گوها میان عمربن‌سعد و امام حسین قطع شد.


موضوع :
ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط یک عاشق در 91/09/06

 

 

شعری به مناسبت 28 صفر ، شهادت حضرت امام حسن(ع)

سید، زکی ، ای مجتبی  -  سید ظهیر قادری ( سروده شده در تاریخ 28/10/90) به مناسبت 28 صفر ، شهادت حضرت حسن(ع)


 ای زاده ی طاها حسن (ع)      

 نور دل زهــرا حسن (ع)

فرزند خــــیر المرسلین

 دردانـه ی مولا ،حسن (ع)            جانم حسن(ع) جانم حسن(ع)

         ****

سبط رسول مصطفی

فرزند پاک مرتضی

ای سرور اهل بهشت

سید، زکی ، ای مجتبی           

                                           جانم حسن(ع) جانم حسن(ع)

****

خورشید سرگردان تو

گردون شده حیران تو

هستی، همه کون ومکان

در چرخه ی فرمان تو                   جانم حسن(ع) جانم حسن(ع)

****

ای با صفا ای با وفا

حلمت بسان کوه ها

ای بردبار اهل بیت

دارنده ی جود و سخا               جانم حسن(ع) جانم حسن(ع)

   ****

فرمانده بی یار تو

تنها ترین سردار تو

حتی درون خانه ایت

بی کس، غریب و زار تو         جانم حسن(ع) جانم حسن(ع)

 ****

فریاد و افغان از خبر

نوشیده ای از جام زهر

مظلوم کل عالمی

عالم برایت نو حه گر            جانم حسن(ع) جانم حسن(ع)

 ****


موضوع :

نوشته شده توسط یک عاشق در 90/10/28

 

 

چهل منزل حسین منجلی شد


نگاه گریه داری داشت زینب
چه گام استواری داشت زینب
دل با اقتداری داشت زینب
مگر چه اعتباری داشت زینب
چهل منزل حسین منجلی شد
گهی زهرا شد و گاهی علی شد

پس از آنکه زمین را زیر و رو کرد
سپاه کوفه را بی آبرو کرد
به سمت کربلا خوشحال رو کرد
کمی از خاک را برداشت بو کرد
رسیدم کربلا ای داد بی داد
حسین سر جدا، ای داد بی داد

چهل روز است گریانم حسین جان
چو موی تو پریشانم حسین جان
چهل روز است می خوانم حسین جان
حسین جانم حسین جانم حسین جان
تویی ذکر لبم الحمدلله
حسینی مذهبم الحمدلله



موضوع :
ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط یک عاشق در 90/10/23

 

 

گلى كم كرده ام مى جويم او را
خودم ديدم كه صحرا لاله گون بود
زمين از خون ياران غرق خون بود
خودم ديدم فضاى آسمانها
پر انا اليه راجعون بود
خودم ديدم كه نور چشم زهرا
جراحات تنش از حد فزون بود
خودم ديدم كه بر هر برگ لاله
نوشته اين سخن با خطا خون بود
گلى كم كرده ام مى جويم او را

به هر گل مى رسم مى بويم او را

خودم ديدم كبوترهاى معصوم
همه سر زير پرها برده بودند
خودم ديدم كه گل هاى نبوت
زبى آبى همه پژمرده بودند
همان جايى كه فرزندان زهرا
بجرم عشق سيلى خورده بودند

گلى كم كرده ام مى جويم او را

به هر گل مى رسم مى بويم او را

لبالب کرده ای از می سبو را
به رقص آورده ای با باد مو را
چرا پس زیر لب می خواند زینب:
"گلی گم کرده ام می جویم او را"

گگلى كم كرده ام مى جويم او را

به هر گل مى رسم مى بويم او را

خودم ديدم گلوى اصغرم را

خودم در بر كشيدم اكبرم را
خودم ديدم حسينم تشنه جان داد
چه جانى برلب آب روان داد
گل من يك نشانى در بدن داشت
يكى پيراهن كهنه به تن داشت
اگر پيدا كنم زيبا گلم را
به آب ديدگان مى شويم او را

گلى كم كرده ام مى جويم او را
به هر گل مى رسم مى بويم او را


گل گم كرده ات خواهر منم من
سرور سينه ات خواهر منم من
نشانى را كه گفتى جان خواهر
كه دارم در بدن خواهر منم من
در آندم زينب غم ديده ى زار
روان اشك از دو چشمان گهربار
شتابان رفت و آن محزون نالان
بسوى قتلگه با حال افگار
صداى آشنائى آمدش گوش
كه شد از كف برونش طاقت و هوش
بسوى آن صدا شد زار و نالان
گل خود را بديد و كرد افغان
گلى كم كرده ام مى جويم او را
به هر گل مى رسم مى بويم او را

موضوع :

نوشته شده توسط یک عاشق در 90/10/08

 

 

طفل خانه به دوش

مرا که دانه‌ی اشک است، دانه لازم نیست    
به ناله اُنس گرفتم، ترانه لازم نیست
ز اشک دیده به خاک خرابه بنْوشتم    
به طفل خانه به دوش، آشیانه لازم نیست
نشان آبله و سنگ و کعب نی کافی است    
دگر به لاله‌ی رویم، نشانه لازم نیست
به سنگ قبر منِ بی‌گناه بنْویسید    
اسیر سلسله را، تازیانه لازم نیست
عدو بهانه گرفت و زد و به او گفتم    
بزن مرا که یتیمم، بهانه لازم نیست
مرا ز مُلک جهان، گوشه‌ی خرابه بس است    
به بلبلی که اسیر است، خانه لازم نیست
محبتّت خجلم کرده، عمّه! دست بدار    
برای زلف به خون شسته، شانه لازم نیست
به کودکی که چراغ شبش، سر پدر است    
دگر چراغ به بزم شبانه لازم نیست
وجود سوزد از این شعله تا ابد، «میثم»!    
سرودن غم آن ناز‌دانه لازم نیست
میثم، غلام‌رضا سازگار

موضوع :

نوشته شده توسط یک عاشق در 90/10/07

 

 

حسین آدم آزاد و آزاده می خواهد

   حسین آدم آزاد و آزاده می خواهد  -قادری

دو واژه را  در محرم امسال بسیار شنیدم ،" نوکر و کنیز" امام حسین(ع) شدن را .

  درفرهنگ معین معنی این دو واژه را پیدا کردم :نوکر:(نُ کَ) (ص .) خدمتکار مرد، چاکر.   کنیز:(کَ) (اِ.) بردة زن ، خدمتکار زن . 

 سوالی که پیش می آید این است که حسین (ع) خدمتکار می خواهد چه کند؟برده چه فایده ایی برای او دارد؟ خوب باید قافیه را جور کنند . حسین می شود ارباب .حالا درست شد؛حسین ارباب است و ما باید خدمتکارو برده  او باشیم.؛ که چه بشود؟ این رابطه ارباب رعیتی چه فایده ای دارد؟

    شما بروید در سیره پیامبران و امامان ببیند که  آنان حتی یک جا به  پیروان  خود گفته باشند، نوکر  یا خدمتکار و برده  ما باشید . پس این حرف ها از کجا آمده است؟ چرا مردم را تحقیر می کنید و به حقارت عادت می دهید؟!

    پیامبر از مردان حقیر عربستان که در جهل غوطه می خوردند. مردانی ساخت که نامشان وعظمتشان چهان را متحیر کرد؛ علی (ع) از پیروان خود مردانی ساخت که رشک تاریخند.حسن  (ع)نیز و حسین (ع) وهب نصرانی، زهیر، حر....را به چنان مقام ومرتبه ای برکشید که هر کدام از ما آرزو می کنیم ای کاش فقط جای  آن ها بودیم....

   آقای مداح و ایضا خانم مداح ! حسین (ع) پیرو می خواهد، شیعه می خواهد، آدم آزاد و آزاده می خواهد.... تا حسین (ع) آن ها را به آقایی برساند ؛ آن ها را به ملکوت ببرد. لطفا شما پای آن ها را نگیرید و نکشید به سوی زمین.......


موضوع :

نوشته شده توسط یک عاشق در 90/09/28

 

 

محرم” و"رسانه”

““محرم  و"رسانه  -سید ظهیر قادری

     مارشال مک لوهان –کارشناس کانادایی ارتباطات(1980-1911)- بیش بینی کرده بود که جهان به زودی به دهکده تبدیل خواهد شد.او می گفت: دنیا براثر رشد وسایل ارتباطی و به خصوص نفوذ فرهنگی رادیو، تلویزیون و فیلم.... به دهکده جهانی مبدل می شود.

    کلمه ده را لغت نامه نویسان، روستا ،قریه و آبادی کوچک در خارج از شهر که دارای چند خانه باشد معنا کردند  و دهکده را ده کوچک نامیدند؛.مهم ترین ویژگی دهکده، کوچک بودن آن است ازهر جهت و نظر از جمله ارتباط. مثلا ممکن است کسی در شهر بزرگی زندگی کند که در تمام عمرش عده ای  بسیاری  او را ندیده باشند ؛ با او حرف نزده باشند ؛ بی اطلاع از خواسته ها ، نگاه ها و نگرش های   او باشند ؛ در غم .شادی او شریک نبوده اند....در حالی که در دهکده ،مردم از کوچک ترین مسائل هم دیگر به دلیل کوچک بودن اگاهند....

 

     ما الان در کجا ایستاده ایم ؟ جهان به دهکده تبدیل شده است یا نه؟ آیا در همان لحظه ایجاد خبر- اگر بخواهیم- می توانیم   از آخرین خبر های جهان مطلع شویم؟ خبرفرار بن علی و مبارک  و یا تجمع مردم در مصر ، امریکا ، اروپا و.....با هزاران هزار فرسخ فاصله را کی مطلع می شویم؟

 

  " رسانه"- رادیو، تلویزیون و فیلم ، اینترنت ....-جهان را به دهکده تبدیل کرده است؛ به طوری که می تواینم بدون در نظر گرفتن فاصله های جغرافیایی به کمک رسانه ها  با هم دیگر ارتباط داشته باشیم ؛ گفت و گو کنیم؛ اندیشه هایمان را تبادل کنیم و بر روی افکار هم دیگر تاثیر بگذاریم.

 

    " محرم" نیز یک رسانه است،  بسیاری از  مداحی های  خوب ، روضه خوانی های پر محتوا ، رسانه های عالی هستند برای انتقال فرهنگ عاشورا به مردم خودمان و مردم جهان ، با این رسانه  می توان  پیام شگفت انگیز حضرت امام حسین (ع)را به گوش انسان هایی که شیفته عدالت ، آزادی، ظلم ستیزی ،  انسانیت و معنویت هستند برسانیم  و جهان تشنه معنویان را سیراب کنیم.

   " رسانه" روی دیگری هم دارد و آن تهدید است؛ آن  این است که بر خلاف نقش مثبت  آن می تواند اشتباهات ما را هم بازتاب وسیعی بدهد ؛بازتابی که بازگشت نا پذیرخواهد بود....اجرای مراسم  قمه زنی، رواج تحریفات عاشورا ، خواندن روضه های بی پشتوانه تاریخی، رواج و پیگیری مداحی های غالی ( غلو آمیز) و بی محتوا همراه با موسیقی های تند و.... که در سال های اخیر در رسانه های گوناگون جهان بازتاب وسیعی می یابد  و از آن برای کوبیدن فرهنگ شیعی سوء استفاده می شود . می تواند رسانه کربلا را به تهدیدی علیه آن مبدل کند....

     نهضت عاشورا ، حماسه ای بزرگ و بی مانند در تاریخی بشری است ، اگر زینب (س)پیام آن را به گوش مردم شام رساند و آنان را از خواب غفلت بیدار کرد ، امروز رسالت زینبی بر دوش همه ی ماست  که  کار بزرگ رساندن پیام  نهضت عاشورا را – همان گونه که بود و هست-  به کمک رسانه ها  به گوش همه ی جهانیان برسانیم.


موضوع :

نوشته شده توسط یک عاشق در 90/09/17

 

 

روضه: وداع با سیدالشهدا
روضه: وداع با سیدالشهدا-علامه جوادی املی

وقتي زينب كبريٰ ـ صلوات الله عليها ـ آمد براي توديع و هم چنين ساير اعضاي خانواده هر كدام حرفي داشتند. بچه‌هاي سالار شهيدان البته مقامي داشتند كه حسين‌بن‌علي آنها به آن مقام رسيد و به استناد آن مقام هم آنها را نصيحت كرد. فرمود سفر بسياري سنگيني در پيش داريد و سرمايه‌اي اين مسافرت هم آن عزت و استقلال شماست. هرگز شكايت نكنيد؛ چيزي كه از عظمت شما مي‌كاهد نگوييد «لا تقول بالاسنتكم ما ينقص قدركم و لا تشكوا استعدوا للبلاء و اعلموا أن الله حافظكم و حاميكم»؛ آماده باشيد حرفي كه شما را كوچك مي‌كند نزنيد؛ چيزي كه از مقام شما مي‌كاهد نگوييد و شكايت نكنيد و مانند آن. در زمان حيات خود سالار شهيدان ـ سلام الله عليه ـ فرمود: اما دخترم سكينه (كه سكينه آن نام اصلي‌اش را گفتند امينه است و چون از سكينت الهي برخوردار بود مشهور شد به سكينه) فرمود اما دخترم سكينه «كانت غالب عليها الاستقرار مع الله» (يعني اينكه مي‌بينيد گويا اصلاً در كربلا او نيست، گويا اصلاً كربلا جنگي نيست، گويا اين همه شهدا را نياوردند، گويا لحظاتي بعد اين خيام را آتش نمي‌زنند، گويا لحظاتي بعد اينها را به اسارت نمي‌برند)، اينكه مي‌بينيد اين دخترم هيچ تغيير حال نمي‌دهد «كانت غالب عليها الاستقرار مع الله» او اصلاً در اين عالم نيست؛ لذا اين حادثه سنگين كربلا اين دخترم را متزلزل نكرده است. سايرين البته تلاش داشتند، اشكها مي‌ريختند و مانند آن؛ اما اين بانو يك حساب ديگري دارد. حالا اين آمده كنار اين بدن، خود زينب كبرا هم آمده كنار اين بدن. آن گريه‌هاي عاطفي البته هست.


اما اينها بپذيريم كه در يك حدّ ديگري‌اند و مسرورند. اينها شاكرند نه صابر. نشانه‌اش آن است كه وقتي كنار بدن بي‌سر آمد و اين خنجر شكسته‌ها اينها را كنار زد و دست زير اين بدن مطهر به بدن بي‌سر گذاشت، عرض كرد «ربنا تقبل منا هذا المضجع» خدايا اين قرباني را قبول كن؛ اين را از ما بپذير. يعني ما هم در اين قرباني سهيميم. او اگر شهادت را پذيرفت ما الآن اسارت را پذيرفتيم؛ ما در اهدايي اين قرباني سهيميم، اين را از ما قبول كن. حالا رو به طرف مدينه كرد يا همان‌جا وجود مبارك رسول اكرم را زيارت كرد «علي اي حال» عرض كرد كه جداه! اينكه شما فرموديد، حسين سفينه نجات است، كشتي نجات است، چراغ هدايت است؛ اين كشتي شكست خورده توفان كربلا است/ در خاك و خون تپيده ميدان كربلا است. يعني اگر فرموده ‌اي او كشتي نجات است، اين كشتي در خون غرق شد؛ «هذا حسين مرمل بالدماء». اين حسين توست؛ اين همان است كه تو فرمودی: «حسين مني و أنا من حسين». اين الآن به خون خودش آغشته شده است. اين همان حسين توست «بالعراق» همين حسين توست.
 
و اگر گفتند خطاب به علي‌بن‌أبي‌طالب ـ سلام الله عليه ـ كرد، شايد حضرت را همان‌جا ديديد نه رو در نجف كرد؛ و اگر خطاب به فاطمه زهرا كرد، نه رو در بقيع كرد، شايد همه را همان‌جا ديدند. اين منظره بود. اما نوبت به سكينه ـ سلام الله عليها ـ كه رسيد، همان‌جا ماند «إجتمعت عدة من العراب فجروها عن جسد ابيها». وقتي به كوفه رفتند با سر بي‌بدن، سخناني دارند در كربلا با بدن بي‌سر، حرفهایي داشتند. وقتي به سر بي‌بدن رسيد، عرض كرد «يا هلال لم مستمع كمالا قاله خسفه فابدا غروبها» تو به موقع قيام كردي و به موقع منخسف شدي. آن وقتي كه هلال بودي، زمان امام حسن بود، قيام نكردي؛ ده سال بعد از امام حسن قيام نكرده‌اي؛ وقتي بدر شده‌اي و به كمال رسيده‌اي آن وقت منخسف شده‌اي. عرض كرد: برادر! من از ساير سرها و سرهاي سايرين توقعي ندارم؛ آنها چنين كرامتي ارائه ندادند، تو كه توان حرف زدن داري، تو كه به خوبي سخن مي‌گويي، اين دخترت كنار من به تو مي‌نگرد «يا اخي فاطمه صغيرت كلم‌ها فقط كان قلبها أن يذوبا» دو جمله با دختركت سخن بگو. اين قلبش از شدت رنج دارد آب مي‌شود. حسين عزيز! «ما توهمت يا شقيق فؤادي» ‌اي عزيز من كه تو نه تنها پاره تن مني! من هم نيم دل توام، تو هم نيم دل مني؛ چون ما يك دليم و اين دل نصف شد، يك نصف به اسارت يك نصف به شهادت. آن شهادتها را ما پيش‌بيني مي‌كرديم؛ اما اين منظره را من كه سر پسر پيغمبر به نام دين بالاي ني برود، آن هم در شهري كه ما ساليان متمادي در اينجا مدرسه داشتيم اينجا مسجد داشتيم، (ساليان متمادي زينب كبريٰ در اينجا درس مي‌داد، امير المؤمنين اينجا امام جماعت بود، سخنرانيها كرد) فرمود ما را كه با شما نبردند كه هنوز در همين جا مردم با ما آشنايند، ما به اين مردم ساليان متمادي خدمت كرده‌ايم، اينها ما را از نزديك مي‌شناسند، ما كه بيگانه نيستيم، ما از دوست مي‌رنجيم. اينها كه پاي منبر پدر ما بودند، الآن پاي نيزه‌اند. اينها كه پاي منبر علي بودند، الآن پاي كجاوه‌اند.

من اين را پيش‌بيني نمي‌كردم. ممكن بود كه اين كار در شام بشود؛ اما در كوفه پيش‌بيني نمي‌كردم. تنها چيزي كه اين دلها را مي‌تواند پيوند بزند حرف توست؛ يك چند جمله حرف بزن! آيا اين خواسته‌ها عملي شد يا نه؟ آري چيزي كه خواهر از برادر بخواهد يقيناً عملي است. اگر وجود مبارك سالار شهيدان فرمود: ﴿أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَبًا﴾ اين برابر درخواست همان زينب است. اين حرف را كه همه نشنيده‌اند زينب شنيد؛ فاطمه صغريٰ شنيد؛ امام سجاد شنيد؛ بعضي از خواص شنيدند و بعضي هم طبق معجزه امام شنيدند وگرنه همانها كه نيزه داشتند آنها كه نشنيدند آنها كه پاي سخنراني امام حسين قرار داشتند كه نشنيدند.

مگر حضرت با زبان ظاهر آيه خواند كه همه بفهمند. يك گروه خاص سخن گفتند و يك گروه خاص هم شنيدند. آن‌گاه زينب آرام شد حرف برادر را شنيد و مطمئن شد و اگر سر به كجاوه زد قبل از شنيدن آن كلام بود «و نتهت جبينها بمقدم المهمل». اين حرفها قبل از جريان دار الاماره بود؛ اما وقتي برادر سخن گفت و به خواسته‌ خواهر جواب داد و اين قلب آرميد ديگر سخن از بيتابي زينب نبود. وقتي ابن زياد گفت «كيف رأيت صنع الله باخيك» كاري كه خدا با برادرت كرد چگونه ديدي، فرمود: «ما رأيت الا جميلا» بسيار خوش گذشت. به ما نفرمود چيز بدي نبود. اين‌هم حجت خداست.
 
خب سادات محترم ! عمه شما زينب كبرا را امام سجاد فرمود: «انت بالحمدالله عالمة غير معلمه فهمت غير مفهمه». اين تصديق ولايت زينب است به بيان حجت خدا. فرمود تو درس نخوانده عالمي؛ تو همان نگار به مكتب نرفته‌اي. زينب كبرا كه اهل اغراق و مبالغه نيست. وقتي در مجلس كوفه گفتند جريان كربلا را چگونه ديدي فرمود بسيار خب ما اصلاً جزء خوبي نديديم خيلي به ما خوش گذشت يعني رفتيم دين را زنده كنيم و زنده كرديم و برگشتيم ما نگران نيستيم به ما خيلي خوش گذشت وقتي كه گفت اين مثل علي با سجع و قافيه سخن مي‌گويد، فرمود ما را چه كار به سجع و قافيه؟ سؤال كردي و جوابي هم داديم. قصد قتل زينب كبريٰ را داشت كه جلوي او را گرفتند.

بعد گفت: آن جوان چه كسي است؟ گفتند: علي‌بن‌حسين است. گفت: علي‌بن‌حسين را كه خدا در كربلا كشت؟ فرمود: «كان لي اخ يسمي عليا» من برادري داشتم او هم علي نام داشت او را لشكريان شما كشتند. گفت: من مي‌گويم خدا او را كشت؟ حضرت فرمود: البته هر كس كه مي‌ميرد جانش خدا را مي‌گيرد ﴿اللّهُ يَتَوَفَّى اْلأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها﴾. مجدداً دستور قتل امام سجاد را كه داد زينب كبريٰ بر خاست و گفت: تا من زنده‌ام اجازه نمي‌دهم!  گفت: «عجب للرجل». امام سجاد به عمه‌اش فرمود عمه من خودم جواب مي‌گوييم. به ابن زياد خطاب كرد: «او القتل تهدونا» ما را به كشتن مي‌ترساني؟ كرامت ما به شهادت است؛ ولي يك پيشنهاد مي‌دهم اگر جداً قصد قتل من داري يك محرم براي اين قافله فراهم كن كه اينها را به مدينه... . «ألا لعنة الله علي القوم الظالمين».

«و الحمد لله رب العالمين»

منبع


موضوع :

نوشته شده توسط یک عاشق در 90/09/13

 

 

این معارف را منتقل کنید
این معارف را منتقل کنید 

برای براندازی این نهضت عظیم حسینی در سه زمان و مقطع سرمایه گذاری سنگین کردند؛ در عصر اول، که بلافاصله بعد از شهادت حضرت علیه السلام صورت گرفت، با بسیج کارگزاران و علما و فقهایشان سعی کردند که همه یک فتوا و نظر خاصی بدهند، مبنی بر این که حسین بن علی خروج کرده و خارجی است و لذا مهدور الدم است این که گفتند خارجی است، منظور این نیست که او اهل حجاز و مکه نبود، چون همه می شناختند که او اهل مدینه و فرزند حضرت علی علیه السلام است. 30 هزار نفری که آمده بودند، همه پای منبر پدرشان بودند، بلکه فقط به خاطر این که حضرت را به خروج از حکومت متهم کنند، گفتند خارجی است،

   در مقطع دوم به سربازان القا کردند که عبادت امام حسین علیه السلام مقبول نیست وقتی شب عاشورا امام علیه السلام مهلت خواستند، حضرت تا صبح مشغول نماز و دعا بودند، آنها گفتند چرا نماز می خوانید؟ نماز شما که مقبول نیست

   در مقطع سوم، علما و محدثان را با دادان عطایایی فراوان، وادار به جعل احادیث زیادی کردند مبنی بر این که عاشورا روز با برکتی است و هرچه خواستید در این روز ذخیره کنید عاشورا روزی است که کشتی نوح در کوه نشست عاشورا روزی است که خداوند آتش را بر حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام گلستان کرد و ... .

    این سه گروه، در سه مقطع، کاری کردند تا عاشورا را لوث کنند. الآن هم همین طور است. نگاه کنید و ببینید آن چه را که ابن ماجه، ابن تیمیه، غزالی و ... نوشته اند، همه به خاطر این بود که کربلا را لوث کنند. در زمان امام صادق علیه السلام در جریان ابوالفضل هاشمی همین ها کسانی که کربلا را بحق می دانستند آمدند و گفتند: کربلا دروغ بود کسی امام حسین را نکشته مگر می شود حسین بن علی را کشت؟ روح امام حسین علیه السلام مثل روح حضرت عیسی علیه السلام به آسمان برده و کشته نشده است اینها تا این زمان با سرمایه گذاری سنگین می خواستند بگویند که کربلا بحق بود، اما دیدند چون خون مبارک امام حسین علیه السلام تمام عالم را گرفت و روشن کرد، لذا با توطئه دیگری وارد شدند. با این که تا آن زمان خون او را هدر می دانستند و با نام و قبر او بازی کردند و به دستور حجاج، نام مبارک پدرش، حضرت علی علیه السلام را بر نعل اسبشان زدند و آمدند و گفتند روح امام حسین علیه السلام به آسمان ها رفته است. بعد امام صادق علیه السلام افشاگری کردند و فرمودند: نه خیر، چنین نیست، بلکه لن یجعل اللّه، مصداق دیگری شود.

  این معارف را منتقل کنید، اما کاری که از عظمت و جلال و شکوه امام حسین علیه السلام می کاهد نقل نکنید. برای این که خود حضرت به فرزندانشان فرمودند: مبادا شکایت کنید؟ گرسنه هستید ولی نان نخواهید، تشنه اگر آب بخواهد، ننگ نیست ولی گرسنه اگر نان بخواهد ننگ است. چیزی از کسی نطلبید و چیزی که از جلال و شوکت شما کم می کند نطلبید و چیزی که از عظمت شما می کاهد نگوئید. اینها را به فرزندان پابرهنه فرمودند، پس شما هم انشاءاللّه نه تنها از عظمت حسین بن علی علیه السلام نکاهید، بلکه از عظمت خودتان هم نکاهید.

منبع :حضرت ایت الله جوادی املی


موضوع :

نوشته شده توسط یک عاشق در 90/09/13

 

 

شهادت امام و مسئولیت ما
«برخی در باره آثار شهادت حسینی تردید کردند! و آن را قیامی خوانده ‏اند که شکست خورده است؛ شگفتا! کدام جهاد و کدام جنگِ پیروزی بوده است که دامنه فتوحاتش در سطح جامعه در عمق اندیشه و احساس و در طول زمان و ادوار تاریخ، این همه گسترده وعمیق و بارآور باشد؟… حسین با شهادت «ید بیضاء» کرد، از خون شهیدان «دم مسیحائی» ساخت که کور را بینا می‏کند و مرده را حیات می‏بخشد… اما نه تنها در عصر خویش و در سرزمین خویش، که «شهادت» جنگ نیست، رسالت است؛ سلاح نیست، پیام است؛ کلمه‏ای است که با خون تلفظ می‏شود.

آنها که تن به هر ذلّتی می‏ دهند تا زنده بمانند، مرده‏های خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانی که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده ‏اند و مرگ خویش را انتخاب کرده‏اند ـ در حالی که صدها گریزگاه آبرومندانه برای ماندنشان بود و صدها توجیه شرعی و دینی برای زنده ماندن شان بود ـ توجیه و تأویل نکرده‏ اند و مرده‏ اند، اینها زنده هستند؟ آیا آن ها که برای ماندن‏شان تن به ذلّت و پستی، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زنده‏ اند؟ هرکس زنده بودن را فقط در یک لَشِ متحرّک نمی‏بیند، زنده بودن و شاهد بودن حسین را با همه وجودش می‏بیند، حس می‏کند و مرگ کسانی را که به ذلّت‏ه ا تن داده‏ اند تا زنده بمانند، می‏ بیند.»

این که حسین فریاد می‏ زند ـ پس از این که همه عزیزانش را در خون می‏ بیند و جز دشمن کینه توز و غارتگر در برابرش نمی ‏بیند ـ فریاد می‏زند که: «آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟»؛ مگر نمی‏ داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان می‏کند و دعوت شهادت او را به همه کسانی که برای شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام می‏نماید.»

دکتر شریعتی-حسین وارث آدم،


موضوع :

نوشته شده توسط یک عاشق در 90/09/13

 

 

انتخاب شهادت
شهادت حسینی کشته شدن مردی است که خود برای کشته شدن خویش قیام کرده است… امام حسین علیه‏السلام از مقوله دیگری است؛ او نیامده است که دشمن را با زور شمشیر بشکند و خود پیروز شود، و بعد موفق نشده و یا در یک تصادف یا ترور توسط وحشی، کشته شده باشد. این‏طور نیست، او در حالی که می‏توانسته است در خانه‏ اش بنشیند و زنده بماند، به پا خاسته و آگاهانه به استقبال مردن شتافته و در آن لحظه، مرگ و نفی خویشتن را انتخاب کرده است… امام حسین علیه‏السلام یک شهید است که حتی پیش از کشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودی قتلگاه، بلکه در درون خانه خویش، از آن لحظه که به دعوت ولید ـ حاکم مدینه ـ که از او بیعت مطالبه می‏کرد، «نه» گفت، این، «نه» طرد و نفی چیزی بود که در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است.

دکتر شریعتی


موضوع :

نوشته شده توسط یک عاشق در 90/09/13

 

 

صفاتی كه از ابا عبدالله در روز عاشورا ظهور كرد
صفاتی كه از ابا عبدالله در روز عاشورا ظهور كرد عبارت بود از :
1 - شجاعت بدنی .
2 - قوت قلب و شجاعت روحی .
3 - ايمان كامل به خدا و پيغمبر و اسلام .
4 - صبر و تحمل عجيب .
5 - رضا و تسليم .
6 - حفظ تعادل و هيجان بيجانكردن و يك سخن سبك نگفتن نه خودش و نه‏
اصحابش .
7 - كرم و بزرگواری و گذشت .

8 - فداكاری و فدا دادن .


حماسه حسینی -ج3


موضوع :

نوشته شده توسط یک عاشق در 90/09/13

 

 

وصیت نامه امام حسین
سم الله الرحمن الرحیم. هذا ما أوصی به الحسین بن علی إلی أخیه محمد بن الحنفیة إن الحسین یشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له و أن محمداً عبده و رسوله جاء بالحق من عنده و أن الجنة حق و النار حق و الساعة آتیة لاریب فیها و أن الله یبعث من فی القبور و أنی لم أخرج أشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و إنما خرجت لطلب الإصلاح فی امة جدی(صلی الله علیه و آله ) أرید أن آمر بالمعروف و أنهی عن المنکر و أسیر بسیرة جدی و أبی علی بن أبی طالب فمن قبلنی یقبول الحق فالله أولی بالحق و من رد علی هذا أصبر حتی یقضی الله بینی و بین القوم و هو خیرالحاکمین، و هذه وصیتی إلیک یا أخی! و ما توفیقی إلا بالله، علیه توکلت و إلیه أنیب.

بسم الله الرحمن الرحيم ...؛ اين وصيت حسين‌بي‌علي است به برادرش محمد حنفيه. حسين گواهي مي‌دهد به توحيد و يگانگي خداوند و اين که براي خدا شريکي نيست و محمد (ص) بنده و فرستاده اوست و آئين حق ( اسلام ) را از سوي خدا ( براي جهانيان ) آورده است و شهادت مي‌دهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پيوست و خداوند همه انسان‌ها را در چنين روزي زنده خواهد نمود. »

 « من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد و ستمگري از شهر خود بيرون آمدم؛ بلکه هدف من از اين سفر، امر به معروف و نهي از منکر و خواسته‌ام از اين حرکت، اصلاح مفاسد امت و احياي سنت و قانون جدّم، رسول خدا (ص) و راه و رسم پدرم، علي‌بن‌ابيطالب (ع) است. پس هر کس اين حقيقت را از من بپذيرد ( و از من پيروي کند ) راه خدا را پذيرفته است و هر کس رد کند ( و از من پيروي نکند ) من با صبر و استقامت ( راه خود را ) را در پيش خواهم گرفت تا خداوند در ميان من و بني‌اميه حکم کند که او بهترين حاکم است.

و برادر ! اين است وصيت من به تو و توفيق از طرف خداست. بر او توکل مي‌کنم و برگشتم به سوي اوست. »


پانوشت: وصيت نامه نهايت  اهداف، ارمان ها ، تمام آرزو ها و خواسته هاي فرد است،که هرکسي مي خواهد اگر خودش حتا نتواسته  آن ها را محقق کند ديگري  و ديگران آن ها را محقق کند. نهايت اهداف امام در اين وصيت نامه امر به معروف و نهي از منکر ، اصلاح مفاسد امت و احياي سنت و قانون جدّم، رسول خدا (ص) و راه و رسم پدرم، علي‌بن‌ابيطالب (ع) است.امام با خون خود آن ها را محقق کرده است ... آيا ما به اهداف امام پايبندم. خدا کند چنين باشد...


موضوع :

نوشته شده توسط یک عاشق در 90/09/10

 

 

اشعار عاشورایی
  ز بس که نیزه نشسته به جسم پرپر تو

ورق ورق شده در قتلگاه دفتر تو

چقدر نیزه شکسته کنارت افتاده

چقدر تیر فرو رفته بین پیکر تو

هنوز از گلویت خون تازه می آید

هنوز  بر سر نی جاری است کوثر تو

سر شکسته عباس آب آور را

نشانده اند سر نیزه ای برابر تو

چقدر لطمه زده روی گونه اش امروز

نمانده سوی نگاهی به چشم خواهر تو

زدند بر رخ ماه تو هیجده ضربه

که نیست نقطه سالم به صورت و سر تو

غروب گوشه گودال روضه می خواند

برای این همه زخم تن تو مادر تو

محمد رضا شمس



موضوع :
ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط یک عاشق در 90/09/07

 

 

محرم آمد و دل می تپد برای حسین
محرم آمد و دل می تپد برای حسین

شعار بزم سخن نام دلگشای حسین

عروج پاک حسین است افتخار زمان

و جادوانه ترین عشق با ندای حسین

نماز عشق چه شیرین و باشکوه بود

اگر چه غرق به خون است دست‌های حسین

شنید نغمه ی تکبیر جبرئیل حزین

به سجده گاه ادب گشت همصدای حسین

ز بردباری خورشید بسی عجیب باشد

که ذره، ذره نگردید در عزای حسین

صدای شبنم مهتاب با نسیم سحر

ز شوق بوسه ببارید بر لقای حسین

ستاره ها همه خاموش در حریم سپهر

ز آه ناله ی طفلان و اقربای حسین

مرام راه حسین است درس مکتب ما

به عاشقان وفادار بر ولای حسین

درود بر همه ی شاهدان و جان بازان

علی الخصوص بر سقای با وفای حسین

"پروانه بیابانی، شاعر اهل تسنن"

منبع


موضوع :

نوشته شده توسط یک عاشق در 90/09/07

 

 

چرا كوفيان به جنگ حسين ( ع ) رفتند ؟

چرا كوفيان به جنگ حسين ( ع ) رفتند ؟

علت اينكه كوفيان در عين علاقه به حسين ( ع ) می‏جنگيدند يكی رعب و  ترس بود كه از زمان زياد و معاويه ترسيده بودند و خود عبيدالله هم با كشتن ميثم و رشيد و مسلم و هانی آنها را مرعوب كرده بود ، و به عبارت‏  ديگر مردم از زن و مرد مستسبع و اراده باخته شده بودند ، نمی‏توانستند مطابق عقل خودشان تصميم بگيرند . در ايام كربلا هم يك جندی را كه كندی‏ می‏كرد گردن زد ، ديگران كار خود را فهميدند . ديگری حرص و طمع به مال و جاه دنيا بود مثل خود عمر سعد كه او گرفتار عذاب وجدان بود و می‏گفت : فوالله ما ادری و انی لحائر افكر فی امری  . . . عبيدالله زياد بن‏ محض ورود به كوفه عرفا را خواست و گفت اگر مخالفی در يكی از عرافه‏ها موجود باشد او را از عطا اسقاط می‏ كنم .

: حماسه‏ حسينی 3 ص56


موضوع :

نوشته شده توسط یک عاشق در 90/09/07

 

:: شهداى آل ابى طالب در كربلا
:: برای حضرت علی اکبر
:: برای حضرت علی اکبر...
:: نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)
:: اشعار شب عاشورا
:: اخبار شهادت حسین (ع) در ظهر عاشورا به قلم استاد رسول جعفریان
:: شهادت ، تضمین حیات ملت - دکتر شریعتی
:: روضه ابالفضل العباس(ع)توسط مقام معظم رهبری
:: سخنرانی امام موسی صدر در شب عاشورا
:: شعری به مناسبت 28 صفر ، شهادت حضرت امام حسن(ع)
:: چهل منزل حسین منجلی شد
:: گلى كم كرده ام مى جويم او را
:: طفل خانه به دوش
:: حسین آدم آزاد و آزاده می خواهد
:: محرم” و"رسانه”





بر آنم اگر توفيق يار شود آن چه را كه ناب است در باره امام بنويسم بي كم و زياد و اعتقاد دارم كه اگر حديث او بدون دستكاري گفته شود ، آن چنان شور وشعوري ايجاد خواهد كرد كه بي نياز از هر آرايه و پيرايه اي است.


:: حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
:: دانش نامه



:: دی 1391
:: آذر 1391
:: دی 1390
:: آذر 1390
:: آذر 1389
:: دی 1388
:: آبان 1388
:: بهمن 1387
:: دی 1387
:: اردیبهشت 1387
:: بهمن 1386
:: بهمن 1385
:: ادامه ی آرشیو ماهانه

 صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ |  طراح قالب

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by rowze
Design By : wWw.Theme-Designer.Com